لبخند بزن بسيجی

بچه ها طبق آداب جبهه روي چهار تكه كاغذ كلمات اسير، مجروح، شهيد، سالم را نوشته ، هر كس يكي را برداشت فرد «سالم» گفت: بله، اگر قرار باشد ماهم شهيد شويم، چه كسي از كيان اسلامي محافظت كند؟ معلوم است مابراي خدا مهم هستيم ، شايد هم بايد در خليج فارس آمريكا را سرجايش بنشانيم. شخصي كه كلمه «اسير» به او افتاده بود مي گفت: من چاه كن بودم آقا آمده بودم جبهه چاه کني! نمي دونستم اونا سنگره و از داخل اونا بعثيهاي مظلوم و بيگناه رو مي زنن. انا دخيل انا دخيل. شخصي كه قرار بود زخمي باشد در حالي كه با دست روي پايش مي زد گفت: غير ممكن است ننه ام قبول کنه! مي گويد بچه ام را صحيح و سالم تحويل دادم همانطور هم تحويل مي گيرم . نفر آخر كه كلمه «شهادت» را برداشته بود سرش را روي ديوار گذاشته و گريه مي كرد و مي گفت : چقدر بابام گفت نرو، نرو، من گوش نكردم ، حالا اگر شهيد بشوم، بابام من را مي كشد.

/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hossein

سلام.هم شعر بالای وبلگت قشنگ بود هم نوشته ات.موفق باشی.

سرمست عاشق

سلام دوست خوبم امیدوارم که شب هجران و دلگرفتگی غروب جمعه بسر آید یا علی.

سيد شيفته

به نام محبوب. سلام دوست من. مطلبت جالب بود. از اينکه به من سر زدی ممنونم. دوست دارم از نظرارتئن استفاده کنم. الهم الرزقنا التوفيق الشهاده. ملتمس دعای خير شما هستم

سرمست عاشق

دوست خوبم منتظر مطلب جدیدی از شما هستم و به امید دیدار.

mansoor

سلام خيلی زيبا بود ممنون که سر ميزنی

یوسف

خيلی صفا بود.... خوش به حال همشون... ديده بان جا مانده!

سياوش

سلام ...نزديک به دوسال داوطلب بودم ...خاطرات اونجا هنوز با هامه...ممنون که اون دوره رو ياد آوری کردی ....اما چقدر عوض شدم ....پناه بر خدا.

hossein

سلام مهدی جون.ببين بذار اين آمريکا بياد ما جوونای ايرانی حاليش ميکنيم با کی طرفه.اين بوش۲چون شيرش دير شده از اين حرفها ميزنه.اونموقع که ما انقلاب و جنگ داشتيم اين کوچولو به سيب زمينی می فته ديبدمينی.آرا داداشی.بذار بياد حاليش ميکنيم.يا علی

Malakh khorak

بچه جون خر نشو اگر آمريکا بياد از همون بالا بی اينکه تو يا من ببينيمش اول همه راداراتون رو ميزنه بعد خودتون رو اصلا هم آب از آب تکون نميخوره تو که سهلی خود امام راحل هم بياد از پسش برنمياد مگه صدام تکريتی تونست با اون همه ريش و سبيل از پسشون بربياد؟؟؟