ميليشيای ۸۱

امروز يک سفارش طراحی داشتم ، بعداز اتمام آن يک سر رفتم امير کبير، تريبون آزاد دانشجويی در اعتراض به حکم آغاجری دو چيز من را خيلی ناراحت کرد. اول اينکه نماينده مجلس که بايد مروج قانونگرايی باشد بجای بررسی راهکارهاي قانوني توصيه کرد آنقدر اعتراض و سر و صدا کنيد که حکم لغو شود. دوم اينکه علی رغم توصيه انجمن اسلامی در وسط سخنان مسئول بسيج که مستدل ، متين و با توجه به شان دانشجو حرف ميزد به ناگاه عدهای با سر دادن شعر يار دبستانی صحبتهايش را قطع کردند. ولی در کل برنامه با آرامش برگزار شد و در پايان با رژه ای همراه با کوبيدن پا و سر دادن شعار در سطح دانشگاه که تداعی گر تصاوير راهپيماييهای ميليشيا در ذهنم بود پايان يافت.
افطار خونه يکی از دوستان دعوت داشتيم در سه راه ضرابخانه . از اميرکبير با يکی از دوستان رفتيم اونجا ولی از بس ترافيک بود مجبور شديم کلی ورود ممنوع بريم.با سرعتی که می رفتم اونم ورود ممنوع بنده خدا از ترس داشت ... جاتون خالی ، عجب افطاريی بود ولی برگشتنه بنزين تموم کرديم از دماغمون درومد

/ 0 نظر / 8 بازدید