دل را زبيخودي سر از خود رميدن است*** آري علاج شوق گريبان دريدن است يا رب به كوي عشق گذر ده اسير دام***شيون براي عشوه او را خريدن است ياسي كه زرد گشته رخش از غم حبيب*** تقدير قصه دل آن نا شنيدن است

ميليشيای ۸۱ - ياس زرد

 Ù†ÙˆØ§ÙŠ منتخب

 Ø¯Ø¹Ø§ÙŠ عهد



ياس زرد

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

قند عسل
دريچه‌اي به ملكوت
حاج حميد
روايت فتح
غريبستان
نجوا
ديده بان برج مينو
آبي آسموني
مجنون
زميني های آسمونی
نرگس
!! عقل كل !!
شهيد ادواردو آنيلي

 

پنجشنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸۱

ميليشيای ۸۱

امروز يک سفارش طراحی داشتم ، بعداز اتمام آن يک سر رفتم امير کبير، تريبون آزاد دانشجويی در اعتراض به حکم آغاجری دو چيز من را خيلی ناراحت کرد. اول اينکه نماينده مجلس که بايد مروج قانونگرايی باشد بجای بررسی راهکارهاي قانوني توصيه کرد آنقدر اعتراض و سر و صدا کنيد که حکم لغو شود. دوم اينکه علی رغم توصيه انجمن اسلامی در وسط سخنان مسئول بسيج که مستدل ، متين و با توجه به شان دانشجو حرف ميزد به ناگاه عدهای با سر دادن شعر يار دبستانی صحبتهايش را قطع کردند. ولی در کل برنامه با آرامش برگزار شد و در پايان با رژه ای همراه با کوبيدن پا و سر دادن شعار در سطح دانشگاه که تداعی گر تصاوير راهپيماييهای ميليشيا در ذهنم بود پايان يافت.
افطار خونه يکی از دوستان دعوت داشتيم در سه راه ضرابخانه . از اميرکبير با يکی از دوستان رفتيم اونجا ولی از بس ترافيک بود مجبور شديم کلی ورود ممنوع بريم.با سرعتی که می رفتم اونم ورود ممنوع بنده خدا از ترس داشت ... جاتون خالی ، عجب افطاريی بود ولی برگشتنه بنزين تموم کرديم از دماغمون درومد


پيام هاي ديگران ()

مهدي


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]