دل را زبيخودي سر از خود رميدن است*** آري علاج شوق گريبان دريدن است يا رب به كوي عشق گذر ده اسير دام***شيون براي عشوه او را خريدن است ياسي كه زرد گشته رخش از غم حبيب*** تقدير قصه دل آن نا شنيدن است

اعتراض - ياس زرد

 Ù†ÙˆØ§ÙŠ منتخب

 Ø¯Ø¹Ø§ÙŠ عهد



ياس زرد

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

قند عسل
دريچه‌اي به ملكوت
حاج حميد
روايت فتح
غريبستان
نجوا
ديده بان برج مينو
آبي آسموني
مجنون
زميني های آسمونی
نرگس
!! عقل كل !!
شهيد ادواردو آنيلي

 

سه‌شنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸۱

اعتراض

عجب روزی بود امروز
قرار بود کلاسها در اعتراض به حکم آغاجری تعطيل شود ولی نشد. يک تحصن جلوی در مسجد دانشگاه برگزار شد با حدود ۲۵۰۰ دانشجو. بعد هم حدود ۵ ساعت پشت در اصلی دانشگاه شعار دادند. به زمين و آسمون. مثلا يکی از بچه ها گفت اين پليسه رو عصا داره يه شعار براش بديم. بعد گفتند پليس با عصا بيا اينجا!!!!!!!!!!!!!
کلی از دوستانو که مدتها نديده بوديم اونجا ديديم به اضافه مسئولينی که در شرايط عادی بايد يک ماه برای ديدنشون تو نوبت باشی. مثلا آقای معاونت دانشجويی همينجور اون وسطا ولو بود.
بعد هم يک مختصر دعوايی بين دوستان شد که تا کوی ادامه بديم يا بسه. وبالاخره تمام شد


امروز يک بيانيه نوشتيم که پخش کنيم ولی آخر به توافق نرسيديم و بيانيه بی صاحب موند. می گفتند خيلی اوا خواهريه بايد محکم باشه. ( البته با عرض معذرت از خواهران و اواهايشان)


پيام هاي ديگران ()

مهدي


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]