دل را زبيخودي سر از خود رميدن است*** آري علاج شوق گريبان دريدن است يا رب به كوي عشق گذر ده اسير دام***شيون براي عشوه او را خريدن است ياسي كه زرد گشته رخش از غم حبيب*** تقدير قصه دل آن نا شنيدن است

ليلا پرست - ياس زرد

 Ù†ÙˆØ§ÙŠ منتخب

 Ø¯Ø¹Ø§ÙŠ عهد



ياس زرد

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

قند عسل
دريچه‌اي به ملكوت
حاج حميد
روايت فتح
غريبستان
نجوا
ديده بان برج مينو
آبي آسموني
مجنون
زميني های آسمونی
نرگس
!! عقل كل !!
شهيد ادواردو آنيلي

 

شنبه ٧ دی ،۱۳۸۱

ليلا پرست

من از جزاير ليلا پرست مجنونم
من از قبيله چادرنشين كارونم
به رنگ فطرت خاكم، لباس من خاكيست
مبين كه خاك نشينم، نگاهم افلاكيست
كسي كه از لب ماندن عبور كرده منم
به ذهن جاده رفتن خطور كرده منم
چو شمع در شب معراج آسماني خويش
تمام بودن خويش را مرور كرده منم
پيمبري كه به يادآوري لاله داغ
از آسمان شملچه ظهور كرده منم
منم كه پاي سفر را به جاده وا كردم
منم كه حق نمك را بحق ادا كردم
منم كه سينه من بوي آسمان دارد
زمين سبز دلم قدمت زمان دارد
منم كه با «وجعلنا» طلسم مي خواندم
و اسم اعظم حق را به اسم مي خواندم
من از هزاره زخم چشيده مي آيم
هزار جاده زخمي دويده مي آيم
...
قسم به نطفه آتش به بارداري سنگ
به ازدحام نفسهاي گرم و تنگاتنگ
قسم به قمقمهء آب و كولهء باور
گشود چشم مرا، دست گاز اشك آور
قسم به صبح كه بانگ بيات مي آيد
ز جاده آيه «والعاديات» مي آيد

****



اين شعر قشنگو با اجازه صاحبخونه از غريبستان کش رفتم که اون هم از رضا جعفري کش رفته.


پيام هاي ديگران ()

مهدي


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]