دل را زبيخودي سر از خود رميدن است*** آري علاج شوق گريبان دريدن است يا رب به كوي عشق گذر ده اسير دام***شيون براي عشوه او را خريدن است ياسي كه زرد گشته رخش از غم حبيب*** تقدير قصه دل آن نا شنيدن است

ياسي كه زرد گشته رخش از غم حبيب - ياس زرد

 Ù†ÙˆØ§ÙŠ منتخب

 Ø¯Ø¹Ø§ÙŠ عهد



ياس زرد

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

قند عسل
دريچه‌اي به ملكوت
حاج حميد
روايت فتح
غريبستان
نجوا
ديده بان برج مينو
آبي آسموني
مجنون
زميني های آسمونی
نرگس
!! عقل كل !!
شهيد ادواردو آنيلي

 

جمعه ۱٥ آذر ،۱۳۸۱

ياسي كه زرد گشته رخش از غم حبيب

دل را زبيخودي سر از خود رميدن است
آري علاج شوق گريبان دريدن است
يا رب به كوي عشق گذر ده اسير دام
شيون براي عشوه او را خريدن است
صد كاروان عشق ز منزل سفر نمود
كارم هنوز از پي ياريان دويدن است
بالم شكسته شد به دو تدبير نفس پست
باقي به دل هنوز اميد پريدن است
بيمار عشق نباشد هر آنكه دل
در زلف او نبست و اميدش رهيدن است
اي كاش مرغ شهادت ز حبس تن
آزاد گشته نجاتش پريدن است
ياسي كه زرد گشته رخش از غم حبيب
تقدير قصه دل آن نا شنيدن است


پيام هاي ديگران ()

مهدي


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]