دل را زبيخودي سر از خود رميدن است*** آري علاج شوق گريبان دريدن است يا رب به كوي عشق گذر ده اسير دام***شيون براي عشوه او را خريدن است ياسي كه زرد گشته رخش از غم حبيب*** تقدير قصه دل آن نا شنيدن است

ياس زرد

 Ù†ÙˆØ§ÙŠ منتخب

 Ø¯Ø¹Ø§ÙŠ عهد



ياس زرد

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

قند عسل
دريچه‌اي به ملكوت
حاج حميد
روايت فتح
غريبستان
نجوا
ديده بان برج مينو
آبي آسموني
مجنون
زميني های آسمونی
نرگس
!! عقل كل !!
شهيد ادواردو آنيلي

 

سه‌شنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٧

جشن هسته ای و خبرهای غافلگیر کننده ایران

سومین جشن ملی هسته ای در سالروز ملی شدن این فناوری در حالی اجرا شد که رییس جمهور در این روز خبرهای خوش دیگری مبنی بر ادامه پیشرفتهای هسته ای کشور از جمله آغاز به کار نصب 6 هزار سانتریفیوژجدید در تاسیسات غنی سازی نطنز را اعلام نمود.بر اساس اخبار منتشره در این میان چند صد سانتریفیوژ از نوع IR-2 نیز وجود داشت. گفته می شود سانتریفیوژهای IR-2 از حیث قدرت تفکیک مشابه سانتریفیوژهای نوع P-2 می باشند با این تفاوت که طراحی و ساخت این ماشین ها کاملاً بومی بوده و حتی نقشه های ساخت ماشین های سانتریفیوژ  IR-2  توسط متخصصان داخلی طراحی شده است.واحد کاری تفکیک کننده ماشین های نسل جدید، 4SWU (Separative Work Unit) می باشد این در حالیست که واحد کاری ماشین های نوع P-1 که پیش از این، تعداد 3 هزار دستگاه از آنها در نطنز نصب و راه اندازی شده است، 1SWU می باشد. SWU واحد کاری تفکیک کننده یا همان واحد غنی سازی است و میزان قدرت تفکیک ایزوتوپ های اورانیوم 238 از اورانیوم 235 را مشخص می کند.اعلام این خبر در حالی از سوی رییس جمهور صورت می گیرد که در اسفندماه سال گذشته و پس از گزارش های مثبت البرداعی پیرامون عدم انحراف و ارزیابی مثبت از روند فعالیتهای هسته ای کشورمان، شورای امنیت سازمان ملل در اقدامی تحت فشار آمریکا ومتحدان آن، قطعنامه 1803 را علیه کشورمان صادر کرده بود لذا به نظر می رسد اعلام این خبر از سوی رییس جمهور بیش از هرچیز به منزله پاسخ قاطعی دیگر از سوی جمهوری اسلامی ایران به غرب و مواضع خودخواهانه آن می باشد. نکته ای که پیش از این نیز در قبال صدور قطعنامه های غیرقانونی غرب با قاطعیت از سوی رییس جمهور به آنها پاسخ داده شده بود. پیشتر نیز با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت ، جمهوری اسلامی ایران بلافاصله با توقف اجرای اقدامات داوطلبانه، در اقدامی فنی پاسخ آشکاری را در رابطه با حقوق هسته ای خود به غرب داده بود. و در شرایطی که که غربیها تنها راه توقف پیشرفتهای هسته ای ایران را در صدور قطعنامه ها و تحریمهای متوالی می دیدند، با صدور قطعنامه 1696 سعی داشتند تا عکس العملی متقابل در رابطه با قطع اجرای اقدامات داوطلبانه جمهوری اسلامی ایران بدهند اما در واکنش به صدور این قطعنامه، خبر نصب و تست آبشار 164تایی از ماشین های سانتریفیوژ از سوی کشورمان اعلام گشت.پس از این بود که در دسامبر 2006  و با صدر قطعنامه 1703از سوی شورای امنیت سازمان ملل، ایران در واکنش به این اقدام غیر منطقی غرب، خبر آغاز نصب 3 هزار دستگاه سانتریفیوژ در نطنز را اعلام نمود و دقیقا خبر عبور از فاز غنی سازی صنعتی و نصب و راه اندازی بیش از 3 هزار سانتریفیوژ در نطنز نیز زمانی از سوی رییس جمهور اعلام گشت که شورای امنیت مدتی قبل از آن صدور قطعنامه 1747 علیه ایران در 24 مارس 2007 را اعلام نموده بود.پاسخ های پله به پله ایران به غرب حاکی از آن است که دیگر نه تنها صدور قطعنامه های سیاسی شورای امنیت و تحریمهای متوالی علیه جمهوری اسلامی ایران نتوانسته انتظار غرب را در توقف روند پیشرفتهای هسته ای کشورمان برآورده سازد بلکه با هر اقدام خصمانه غرب و متحدانش علیه پرونده هسته ای ایران، رییس جمهور با اعلام یک پیشرفت بزرگ فنی در این زمینه پاسخ درخوری را به زیاده خواهی های آنها داده است.اما همزمان با این جشن ملی، بعضا برخی از افراد وابسته به تیم مذاکره کننده هسته ای سابق و هم چنین رسانه های نزدیک به آنها برای سرپوش قرار دادن بر بعضی از کم کاریهای صورت گرفته در گذشته از جمله دو سال و نیم تعلیق داوطلبانه روند غنی سازی اورانیوم و یا ارائه گزارش اطلاعاتی 1033 صفحه ای از سوی ایران به شورای امنیت که  بسیاری از اسرار هسته ای و حتی نظامی کشور نیز در آن ذکر شده بود، با برخی از اظهارات خویش سعی در به زیر سوال بردن دستیابی به این فناوری عظیم را دارند. این اقدامات در حالی صورت می گیرد که علاوه بر تاکیدات مکرر رهبر فرزانه انقلاب و هم چنین رییس جمهور و ملت ایران بر پایداری و ایستادگی در وصول به حق مسلم خود در موضوع هسته ای، بسیاری از رسانه های غربی از این اظهارات استقبال کرده و سعی می کنند تا بدین وسیله بتوانند به نوعی شکست های غرب در تقابل با جمهوری اسلامی ایران را کمرنگ تر نشان دهند. لذا انتظار به جایی است اگر از برخی افراد و هم چنین رسانه های خبری آنان بخواهیم در رابطه با این فناوری عظیم ملی که پیش از هر چیز نیز نشانی دیگر بر موفقیت های نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد، رعایت منافع ملی و نظام اسلامی را در نظر داشته باشند چرا که روزگاری نیز آیندگان این مرز و بوم  تمامی آنچه را که امروز اتفاق می افتد در صفحات تاریخ ورق خواهند زد.در حاشیه این تلاشها اقداماتی نیز در رسانه های بین المللی انجام شد که بسیار سوال برانگیز بود؛ برخی خبرگزاری های غربی به نقل از دیپلماتهایی که نام "جان بولتون" سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل نیز در آن بود، مدعی شدند که چین اطلاعاتی را در خصوص موضوع هسته ای ایران به آژانس ارائه کرده است. این خبرها به صورت واضحی می توانست به ایجاد شکاف میان اتحاد ایران و چین ایجاد کند که با واکنش سریع سخنگوی وزارت خارجه چین روبرو شد که آنرا صد درصد ساختگی و مغرضانه دانست. انتشار اخبار کذبی از این دست از سوی خبرگزاری هایی همچون رویترز و آسوشیتدپرس که خود را رسانه هایی مستقل می دانند به وجهه حرفه ای آنان ضربه سختی وارد کرد.از سوی دیگر در کنار اعلام خبر نصب 6000 سانتریفیوژ، توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که کمی پیش از اعلام این خبر، آسوشیتدپرس در گزارشی در این باره از وین مدعی شد: ایران صدها ماشین پیشرفته نصب کرده که نشان می دهد این کشور بر آن است تا غنی سازی اورانیوم را سرعت بخشد، اقدامی که می تواند هم برای تولید سوخت نیروگاههای برق و هم برای ساخت کلاهک هسته ای استفاده شود.این خبرگزاری آمریکایی به نقل از یک دیپلمات افزود: هنوز مشخص نشده است که آیا این ماشین ها زیر و یا روی زمین نصب شده اند، زیرا محل نصب آنها به دلیل ماهیت و کار آنها مهم است.انواع روی زمینی برای کارهای آزمایشگاهی و انواع زیرزمینی برای عملیات غنی سازی است.اینک که جمهوری اسلامی در برابر رسانه ها دست به اعلام آن زده است، باید دید اجلاس 5+1 که در اواخر فروردین در شانگهای تشکیل می شود چه موضعی در برابر این اقدام ایران خواهد زد، آیا ایران را در باشگاه صلح آمیز هسته ای به رسمیت خواهد شناخت یا همچنان از راه تهمت های سیاسی وارد خواهد شد.شاید بتوان امیدوار بود غرب در برابر ایستادگی ملت ایران عقب نشینی کند، آنچنان که پس از اظهار نظر پوتین در اجلاس ناتو که گفت " ما به طور کامل به تعهدات خود در قبال ایران در زمینه توسعه برنامه هسته ای این کشور در اهداف صلح آمیز، طبق قرارداد عمل می کنیم و قصد داریم که در آینده نیز عمل کنیم که این مربوط به عرضه سوخت هسته ای نیز می شود" بوش در دیدار با وی در نشست سوچی در بیانیه ای مشترک، جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا و ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه ارسال سوخت هسته ای از سوی مسکو به تهران و بازگرداندن پسماند آن را گامی مثبت ارزیابی کردند که می تواند برای ایران تولید برق هسته ای را به همراه داشته باشد.این در حالی است که بوش پیشتر بارها خواستار کناره گیری ایران از باشگاه هسته ای شده بود و با اشاره به منابع نفتی ایران ابراز عقیده کرده بود کشورمان نیازی به انرژی هسته ای برای تولید برق ندارد.  


پيام هاي ديگران ()

مهدي


چهارشنبه ۱٩ دی ،۱۳۸٦

رمز پایداری شیعه و ابطال پایان تاریخ

کشور در کشاکش روزهای سخت دفاع مقدس در سال 1363 بود و در حالی که برای اولین بار بلوک شرق و غرب در برابر کشوری متحد بودند، همچنان ایران اسلامی مقتدر ایستاده بود.
مركز «موشه دايان» براى مطالعات آفريقا و خاورميانه، واقع در دانشگاه «تل آويو» در سال 1984، همايش بين المللى بسيار مهمى ترتيب داد و تقريباً از همه اسلام شناسان و ايران شناسان مخالف انقلاب اسلامى ايران دعوت به عمل آورد و سپس مجموع سخنرانى هاى ايراد شده در آن را مارتین کرامر در كتابى با عنوان «تشيّع، مقاومت و انقلاب» به چاپ رساند.
در آن همایش با موشکافی نگاه های مختلف شیعه از قدیم تا کنون و حتی با بررسی تفاوت نگاه های معاصر همچون تفاوت دیدگاه امام راحل با شریعتی و شیخ محمود حلبی به مقوله انتظار و توضیح شاخه های انحرافی همچون بابیت و بهائیت پرداخته شد و در توضیح نگاه امام جمله راهبردی «منتظران مصلح خود باید صالح باشند» ایشان مورد توجه ویژه قرار گرفت.
نتيجه‌اي كه از اين كنفرانس پر زرق و برق و علمي بعد از ارائه مقالاتي صد در صد تفصيلي و تحقيقي از جانب سیصد شيعه شناس همچون دانيل برومبرگ، ماروين زوينس، مايكل ام.جي، فيشر، برنارد لوئيس، مارتين كرامر و ... بدست آمد، به اين شرح است: «رمز قيام شيعه و پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، قيام بر اساس الگوی امام حسين(علیه السلام) و پایداری بر اساس نهضت انتظار است که از آن به دو بال سرخ و سبز شیعه تعبیر گشت.
اینک 23 سال پس از آن همایش همچنان رمز پایمردی شیعه از لبنان تا عراق و ایران همان نگاه سبز انتظار است و این امر پس از ذکر «الهم عجل لولیک الفرج» از سوی رییس جمهور در سازمان ملل برای لیبرالها که گمان می کردند با ایده آنها به تعبیر فوکویاما «پایان تاریخ» فرا رسیده است و هیچ نظریه جایگزین و برتری نخواهد آمد بسیار گران آمد.
اما این امر زمانی تاسف برانگیزتر می شود که صدای لیبرالهای غرب را در این خصوص در قلم روشنفکرنماهایی می بینیم که ادعای اسلام دارند. آنها که در دوران سیاه روزنامه های زنجیره ای از قیام عاشورا تا نهضت انتظار را مورد توهین قرار دادند و این روزها هوای بازگشت به آن دوران را در سر می پرورانند.
یک هفته نامه که بسیار سعی می کند خود را نسخه ایرانی نیوزویک (از هفته نامه های پرتیراژ آمریکا) قلمداد کند، در ادامه روش پیشین نویسندگانش در شماره اخیر خود به بهانه ای نامربوط علاقه وافر رییس جمهور به ظهور را مورد طعن قرار داد و فرهنگ انتظار را به تمسخر گرفت.
این رفتار از سوی جریانی که یکی از چهره های سرشناس  آن در میان دانشجویان می گوید من حاضرم تعهد کتبی دهم که امام زمان تا پانصد سال دیگر نیز ظهور نخواهد کرد چندان بعید نیست، جریانی که رسما خود را لیبرال می نامد و لاجرم به پایان تاریخ فکر می کند، اما آنچه اهمیت دارد این نکته است که این بار به جای تصریح به کنایه روی آورده شده و از آنجا که «الکنایة اشد من التصریح» به نظر می رسد هدف این جریان سست نمودن پایه باورهای دینی مردم است. باورهای مستحکمی که در برابر پیشرفته ترین سلاح های لیبرالها و کمونیستها نیز نلرزیده است، و تردیدی نیست که این جریان نیز به همان سرنوشتی دچار خواهد شد که پیشینیان این عرصه مبتلا شدند. «انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا».


پيام هاي ديگران ()

مهدي


پنجشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٥

بازگشت به وبلاگ

مدتی است دلم برای وبلاگ نویسی تنگ است و نمی رسم چیزی بنویسم.

باخودم گفتم حداقل مقاله هایی که برای دیگران می نویسم را اینجا نیز بگذارم. شاید دوستان محبتی کنند و نظری دهند.

اما فضای این وبلاگ متفاوت بود. گفتم چه کنم ، یک وبلاگ جدید زدم. خوشحال میشم سر بزنید:

http://takneveshteha.persianblog.ir


پيام هاي ديگران ()

مهدي


چهارشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٤

درد دل

سلام

مدتهاست ننوشته ام از بس سرم در اين سايت نما  شلوغ شده ولی يک چيزی ديدم نتونستم به اين خلوتکده نيايم؛

مگر بچه ها برای چی ۸ سال دفاع کردند؟ برای اينکه الان در برابر اين آذربايجان شوروی که رسما جاسوسی اسراييل را می کند سکوت کنيم؟ اين خبرو بخونيد:

 


 

به گزارش سایت «خدمت» ، نیروهاى سرویس اطلاعاتى و مرزبانى جمهورى آذربایجان به‏هنگام بازجویى از عابران غیرمجاز ایران در شهرهاى یاردیملى، جلیل‏آباد و بیله‏سوار و زندان شماره 9 باكو معروف به زندان «كا.گ.ب» كه متعلق به «ام.تى.ان» است، ضمن شكنجه‏هاى شدید اقدام به‏تجاوز، آزار و اذیت جنسى به آن‏ها كرده‏اند.
طبق اظهار برخى از افراد، نیروهاى آذرى به هنگام برخورد با افرادمتردد غیرمجاز مرزى ایرانى كه جوان و داراى سن كم هستند، پس ازبازداشت اقدام به تجاوز به آن‏ها كرده و سپس زندانیان كشور خود را نیز تشویق به تجاوز به افراد ایرانى در زندان كرده‏اند. طبق اظهار یكى ازاین زندانیان آزاد شده، وى در زمان محاكمه خود در حضور قاضى اظهارداشته است: «نیروهاى آذرى بارها به من تجاوز كرده‏اند» كه قاضى ‏در جواب وى گفته است: شما به كشور ما تجاوز كرده‏اید و گفته اند ‏مى‏توانیم هر بلایى سر شما بیاوریم.
شایان ذكر است از بدو بازگشایى مرزها تاكنون‏اعتراض‏هاى بسیار زیادى از سوى عابران غیرمجاز مرزى ایرانى درخصوص آزار، اذیت و تجاوزات جنسى از سوى بازجویان كشورآذربایجان بر ضد ایرانیان صورت گرفته كه تاكنون اقدامى نشده است.

 

 


پيام هاي ديگران ()

مهدي


سه‌شنبه ٢ تیر ،۱۳۸۳

شوخی های آسمانی

سلام.حال می کنين چه زود به زود ميام؟ مهم اينه که گاهی ميام مگه نه؟

عزيزی پرسيده چرا ياس زرد؟ قضيه را از اون شعر بالا صفحه بايد فهميد.

عشق مي‌کني که با ما رفيقی

وقتي كسي تازه به جمع ما مي‌پيوست و از روي سادگي و بي‌‌آلايشي و اقتضاي محيط بسيار طبيعي و بدون تكلف جبهه، زود خودماني مي‌شد و با همه خوش و بش مي‌كرد و احساس غريبي و تازه واردي نداشت. يكي از بچه‌ها كه زياد جدي هم نبود در ميان جمع با بيان مخصوصي رو به او كرد و مي‌گفت: «عشق مي‌كني با ما رفيقي؟»

منبع :کتاب فرهنگ جبهه

آي کامک!پفک

دشمن عقبه جبهه مهران را زده بود، سينه‌کش ارتفاعات را بمباران کرده بود، از هر طرف صداي آه و ناله بچه‌ها به گوش مي‌رسيد،دشت پر از شهيد و مجروح و مصدوم بود، بيچاره امدادگران نمي‌دانستند به حرف چه کسي گوش کنند، و سراغ کدام يکي بروند، چون همه ظاهراً يک وضعيت داشتند، تا معاينه نمي‌شدند و از نزديک به سراغشان نمي‌رفتي نمي‌توانستي يک نفر را بر ديگري ترجيح بدهي، در همين زمان بالاي سر يکي از بچه‌هاي گردان رفتيم، که وقتي سالم بود امان همه را بريده بود، محل زخم و جراحتش را باندپيچي کردم ديدم واقعاً دارد گريه مي‌کند، گفتم: تو که طوريت نشده، بي‌خودي داد و فرياد راه‌ انداخته بودي که چي؟ با همان حال و وضعي که داشت گفت: من هم چيزي نگفتم، فقط ياد بچگيم افتاده بودم که سر کوچه محل خوراکي مي‌فروختم، براي همين داشتم مي‌گفتم:«آ...ي! کامک، پفک که شما آمديد». خنديدم و گفتم:«تو موقع مردن هم دست برداري نيستي.

منبع :کتاب شوخ‌طبعي ها

 

 

 


پيام هاي ديگران ()

مهدي


شنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٢

 

تا به حال امتحان کردين که دستتون روی شعله کبريت نگه داريد! چند لحظه بيشتر تاب نميارين و سريع دستون رو می کشيد کنار ........ در يک عمليات ؛ بايد از يه معبر می گذشتيم .. شب بود و ما هم در تير رس عراقيها کمين کرده بوديم .. تا معبر باز بشه .... عراقيها منور و.. دائما پرتاپ می کردند .. که يکی از اونها ميفته تو کوله پشتی علی عرب .. جوان ۱۶ ساله ای که همراه ما بود ... می خواست تکون بخوره و کوله رو در بياره که فرمانده فقط گفت.. علی جان ؛ تو رو به فاطمهء زهرا تکون نخور؛ اگه عراقيها ببينن ؛ همه بچه ها رو به خاک و خون ميکشن ... ... علی هم تکون نخورد .. در حاليکه کوله می سوخت .. اولش قران خوند تا آروم شه .. بعد چفيه رو تو دهانش کرد تا صداش از درد در نياد .. و همينطور می سوخت .... معبر باز شد ؛ و مامجبور شديم سريع بريم ... خط شکست ... برگشتم ببينم علی چی شد .. ديدم ..جز خاکستر چيزی از علی نمونده ......


آره .. علی جان .. تو اونقدر صبوری .. که می سوزی و به خاطر ديگران ؛ دم نمی زنی .. اما من به خاطر چند جمله .. می شينم و گريه می کنم .. و طاقت هيچی رو ندارم .. کاش يه کم صبر رو از شما ياد می گرفتم ........... کاش ....

 

 

يادم نيست اينو از کجا کپی کرده ام


پيام هاي ديگران ()

مهدي


دوشنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸٢

 


کمک. من هر کاری می کنم نه وبلاگ خودمو ميتونم ببينم نه وبلاگ ديگرانو


پيام هاي ديگران ()

مهدي


چهارشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٢

يک کلام حرف شبه سياسی

شــــــــــــــــما دانشجو هستی يا ساواکی ؟؟؟ ميدونی فرق دانشجو و ساواکی چيه ؟ پس قبل از اینکه براتون مشکلی پیش بیاد به وبلاگ خبرگزاری ايکس سربزنيد !!!

اینارو ایکسنای عزیز نوشته بود برام.علی رغم امتحانات و ... و علی رغم اینکه هنوز بازدید همه را پس ندادم آمدم تا یک بار هم حرف سیاسی بزنم. این متن ایشون و بعدشم جواب من:

***


هشدار !
18 تير 82 از چند لحاظ با سالهای قبل تفاوت دارد.
اول اينکه درحالی 18 تير امسال فراميرسد که امريکا با اشغال عراق ، ايران را محاصره نظامی (علاوه بر سياسی واقتصادی) نيز کرده است . علاوه بر اين دستيابی ايران به فناوری هسته ای ، حمايت از گروههای جهادی فلسطين و حزب الله لبنان، تحرکات سياسی در افغانستان و عراق و همچنين مخالفت با پيشنهاد طرح صلح امريکا برای خاورميانه موجبات تهديد جدی و شديداللحن واشنگتن را بهمراه داشته است .
بازداشت تعدادی از اعضای گروهک مجاهدين خلق(منافقين) در فرانسه نيز باعث تشديد بحران و افزايش تشنجات در داخل و خارج شده است .
در سالهای گذشته با توجه به دامنه کوچک اعتراضات و درگيريها، تظاهرکنندگان دانشجويان فريب خورده نامگذاری شدند تا با دستگيرشدگان مانند اراذل واوباش ومعترضين برخورد گردد !!
اما مهمترين تفاوت 18 تير امسال با سالهای قبل در خطبه های نماز جمعه روز 23 خرداد دانشگاه تهران رقم خورد .
آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه دوم نماز با اشاره به اغتشاشات وناآراميهای گستره در تهران تاکيد کرد : « اين اغتشاشگران عده ای ساواکی و ضدانقلاب ()هستند . . . »
برای درک مفهوم اين جمله وحشتناک اينکه اگر دستگيرشدگان چند روز اخير ازمعنی ومفهوم اين جمله (بخوانيد اين دستور! ) آقای رفسنجانی باخبر می بودند هرگز به خيابان نمی آمدند !


ايکسنا ميگويد : اعتراض حق طبيعی و مسلم مردم و از ارکان دمکراسی است ؛ اما در نظر داشته باشيد در چه زمانی به چه کسی و چگونه اعتراض ميکنيد تا به جرم ساواکی بودن . . .

***




سلام.ممنون که سر زدی.من به علت امتحانات در هيچکدام از اعتراضات اخير به جز يکی نتونستم حاضر بشم ولی....خودت هم بهتر ميدونی اغلب شلوغيها از دانشجويان نبود.من خودم هم ناله با معترضين بودم.از ترم ديگر دانشکده فنی دانشگاه تهران(مهد مهندسی ايران) قرار است کلاسهای علوم پايه که خيليها معتقدند بعد از گذراندن آن اصل راه را گذرانده ای قرار است ۲۰۰ نفره برگزار شود....بعد ميشنوی قرار است نوبت دوم بپذيرند. اينها صدای همه را در آورد ولی اينها دليل شیشه بانک شکستن نيست و نبود. این کارها را دوستان من نکرده اند...


پيام هاي ديگران ()

مهدي


جمعه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٢

وفای به عهد

سلام.تا این لحظه هنوز بازدید پس نداده ام ببخشید. این مطلب به یاد شهدای پاسداری از خورشید انقلاب شهدای ۲۶ خرداد است که از سایتشون برداشته ام

در ضمن مراسم یادبود ایشان دوشنبه 26/3/1382 در خیابان بهارستان روبروی مجلس جدید دفتر جمعیت موتلفه اسلامی از ساعت 18 الی 20 برقرار است

***


يكي از شاگردان شهيد اماني نيز نقل مي‌كند:«شبي از جلسه باز مي‌گشتيم و از طريق بازار به منزل مي‌رفتيم تنها من توفيق همراهي آن بزرگوار را داشتم و در بازار هم كسي نبود تكه‌اي نان به ايشان تعارف كردم تشكر كردند و نخوردند. عرض كردم مگر شما گرسنه نيستيد، فرمودند چرا ولي خوردن در معابر و بازار كراهت دارد. عرض كردم حاج‌آقا الان كه كسي در بازار نيست فرمودند خدا كه هست. با تمام وجود خدا را در همه‌جا حس مي‌كردند.

براي تنوع جلسات در همان جمعه‌ها اردوي جمكران مي‌گذاشتند. جمعه‌اي منتظر شهيد اماني بوديم در قرار حاضر شود. در موعد مقرر آمد سوار اتوبوس شد راننده خواست حركت كند كه اشاره كرد بايست. راننده ايستاد همه متعجب منتظر بوديم ببينيم چه شده است. حاج‌آقا فرمود ديشب پدرم به رحمت خدا رفت و من چون قول داده بودم بر سر قرار آمدم اگر اجازه دهيد براي كفن و دفن پدر بروم. بچه‌ها همه غمگين شدند و گفتند حاج‌آقا بي‌شما لطفي ندارد ولي چاره‌اي نيست. شهيد حاج صادق تا سوار ماشين شدن ما ايستاد و بعد به خانه برگشت. او تا اين حد به عهد خود پايبند بود.»


پيام هاي ديگران ()

مهدي


سه‌شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٢

شهيد ادواردو كه بود ؟

سلام.جاتون خالی رفتیم مشهد یک اردویی بود. این آقای ابیانه هم در باره شهید ادواردو روی فیلمش توضیح داد.من هم گفتم بد نیست به شما هم بگم.

***



"ادواردو آنيلي" (Edoardo Agnelli) در 6 ژوئن 1954 درنيويورك به دنيا آمد. پدرش سناتور" جيوواني آنيلي" ثروتمندترين مرد ايتاليا و مالك كارخانجات اتومبيل سازي فيات، فراري ،لامبورگيني ،لانچيا ،آلفارمو، ايوكو، به همراه چندين كارخانه توليد قطعات صنعتي، چند بانك خصوصي، شركتهاي طراحي مد ولباس، روزنامه هاي پرتيراژ "لاستامپا" و "كوريره دلاسرا" ، باشگاه اتومبيل راني فراري وباشگاه فوتبال يوونتوس مي باشد . علاوه بر اينها چندين شركت ساختمان سازي، راه سازي، توليد لوازم پزشكي وهليكوپتر سازي هم وجود دارد كه خانواده آنيلي جزء سهامداران اصلي آنها مي باشند. ميزان ثروت ونفوذ خانواده آنيلي به حدي است كه رسانه هاي ايتاليا از آنها به عنوان خاندان پادشاهي ايتاليا نام مي برند.كارشناسان اقتصادي درآمد سالانه خانواده آنيلي را بالغ بر 60 ميليارد دلار تخمين مي زنند كه 3برابر درآمد نفتي جمهوري اسلامي ايران است.
ادواردو تحصيلات مقدماتي را در ايتاليا طي كرد و بعد به كالج آتلانتيك درانگلستان رفت و پس از آن در رشته اديان وفلسفه شرق از دانشگاه پرينستون ايالات متحده با اخذ درجه دكتري فارغ التحصيل شد .
" او" از همان دوران جواني علاقه اي به اداره ثروت عظيم خانوادگي به روش پدرش نداشت و فقط چند سال مسئوليت اداره باشگاه فوتبال يوونتوس را به عهده گرفت . البته پس از مدتي وي را ازكار بركنار كردند و عمويش جاي وي را گرفت . در دهه 90 هيچگونه مسئوليتي نداشت و اغلب اوقات را با مطالعه ، سفر ، روزنامه نگاري و فعاليتهاي بشر دوستانه گذراند .
در 15 نوامبر سال 2000(24 آبان 1379) جسد بي جان وي در زير پل "ژنرال فرانكو رومانو" پيدا شد, ظاهر قضيه نشان مي داد كه وي از روي پل به زير آن پرت شده است . موضوع مرگ وي از همان روز اول تا چند روز در را‌س اخبار قرار گرفت و هزاران سايت اينترنتي ، روزنامه ها وشبكه ها ي تلويزيوني در مورد درگذشت وي اخباري را پخش كردند. اين رسانه ها "ادواردو" را فردي حساس ،گوشه گير، منزوي، خجالتي، معتاد و بيمار توصيف كردند.
اما در ميان حجم عظيم اخبار منتشره خبري از انجمن فارغ التحصيلان ايتاليا منتشر شد كه ادواردو را يك مسلمان شيعه معرفي كرد و ادعا نمود كه وي توسط عوامل صهيونيست به شهادت رسيده است .اما عليرغم ارسال اين خبر براي رسانه هاي مختلف هيچكدام حتي اشاره اي هم به آن نكردند.
قاضي پرونده يك روز پس از مرگ وي اعلام كرد كه او خودكشي كرده است . بنابر اين تحقيقات خاصي انجام نشد و جسد وي بدون كالبد شكافي در همان روز دفن شد . دكتر "ماركوبا وا" كه يكي از دوستان ادواردو مي باشد مي گويد : براي من عجيب است كه چطور وي را كالبد شكافي نكردند, در حالي كه اينجا اگر سگها و گربه ها در كنار خيابان بميرند كالبدشكافي مي شوند .
واقعيت اين است كه ادواردو قبل از انقلاب مسلمان شده بود وپس از شيعه شدنش اسمش به مهدي تغيير داده شد . ظاهراً اولين آشنايي وي با انقلاب از طريق يكي از مصاحبه هاي "دكتر محمد حسن قديري ابيانه" (رايزن مطبوعاتي سفارت ايران در ايتاليا بين سالهاي 58 تا 61) از طريق تلويزيون ايتاليا بوده است و پس از آن براي ديدار با وي به سفارت مراجعه مي كند و پيوند دوستي بين آنها ايجاد مي شود.
دكتر قديري شرح مسلمان شدنش را از او مي پرسد . "ادواردو" مي گويد: در نيويورك كه بودم يك روز در كتابخانه قدم مي زدم و كتابها را نگاه مي كردم چشمم افتاد به قرآن . كنجكاو شدم كه ببينم در قرآن چه چيزي آمده است. آنرا برداشتم وشروع كردم به ورق زدن و آياتش ر ا به انگليسي خواندم ، احساس كردم كه اين كلمات ،كلمات نوراني است ونمي تواند گفته بشر باشد. خيلي تحت تاثير قرار گرفتم, آنرا امانت گرفتم وبيشتر مطالعه كردم و احساس كردم كه آن را مي فهمم و قبول دارم .
محمد اسحاق عبداللهي نیز در مورد او می گوید:
ادواردو خيلي شب ها بيدار مي ماند و با نور شمع تا صبح قران را مطالعه مي كرد.
" او" چند نوبت به ايران سفر كرده و با حضرت امام (رحمه الله عليه )، حضرت آيت الله خامنه اي و آیت الله هاشمي رفسنجاني ديدار نموده و به زيارت حضرت امام رضا(عليه السلام) هم نايل آمده بود. آیت الله هاشمي رفسنجاني در صفحه42 كتاب عبور از بحران مي نويسد:آقاي فخرالدين حجازي و پسر مدير شركت فيات از ايتاليا كه مسلمان شده است به زيارت امام آمدند و از نيازهاي دانشجويان اسلامي خارج از كشور مطالبي گفتند.(شنبه6فروردين1360)
ادواردو با اينكه به دليل موقعيت مالي و سياسي خانوده اش با بسياري از رهبران سياسي و مذهبي جهان ملاقات كرده بود، اما در ملاقات با حضرت امام(ره) به شدت شيفته سادگي ، عظمت و معنويت ايشان شده بود. اين ارتباط عملاً مسير زندگي ادواردو را عوض كرد. ايگورمن خبرنگار روزنامه لاستامپا ایتالیا مي گويد: وقتي ادواردو از ملاقاتش با حضرت امام و تحت تاثير قرار گرفتنش صحبت مي كرد، من احساس كردم كه امام او را سحر كرده است.
ادواردو همچنين يك ماه قبل از شهادتش قصد داشت به ايران بيايد، ولي والدين او براي ممانعت از اين سفر، گذرنامه اش را پنهان كرده بودند.
دكتر قديري ذكر مي كنند كه براي خانواده آنيلي خيلي سخت بود كه در كشور ايتاليا كه مركز مسيحيت كاتوليك است بگويند كه پسر سناتور آنيلي به اسلام رو آورده است . بنابر اين ادواردو را به شدت تحت فشار قرار دادند تا از اسلام دست بردارد. تحريمش كردند، تهديدش كردند كه از ارث محرومش خواهندكرد وحتي از ارث محرومش كردند، ولي او دست از اسلام بر نداشت . و اين خود به تنهايي مي‌تواند احتمال خودكشي او را منتفي كند، چون او كه براي حفظ دينش حاضر به گذشت از ميليارها دلار ثروت شده بود، چگونه ممكن بود با اين اعتقاد راسخ به اسلام، دست به خودكشي بزند كه در اسلام حرام است؟
"حسين عبداللهي از دوستان صميمي ادواردو مي گويد: چندين بار كه دوستانش مي خواستند بروند خانه ادواردو -كه روي تپه بود - مجبور بودند تاكسي بگيرند من پول تاكسي آنها را مي دادم, ببينيد چقدر تحت فشار بود ،يعني يك آنيلي پول تاكسي نداشت.
به او تهمت زدند كه تو ديوانه هستي و به زور او را در بخش رواني بيمارستاني بستري كردند كه به گفته خودش همه پزشكانش يهودي صهيونيست بودند. "ادواردو" مي گفت كه آنها من را بالاخره خواهند كشت ، اينها سعي ميكنند كه به هر وسيله اي مرا تحت فشار قرار دهند كه من دست از اسلام بكشم .

در اواخر دهه 80 موضوع انتخاب جانشين براي سناتور آنيلي در شوراي رهبري فيات مطرح شد و ادواردو را به دليل اعتقادات مذهبيش نامناسب تشخيص دادند ،اما در واقع وارث اصلي او بود و بايد بهانه اي براي كنارگذاشتنش پيدا مي كردند. در همين زمان ماجراي ماريندي پيش آمد. در اكتبر 1990 رسانه ها اعلام كردند كه به خاطر حمل 300 گرم هروئين وي را در شهر ساحلي ماريندي دركنيا دستگيركرده اند. ماجرايي كه اصلاً واقعيت نداشت و پليس و دادگاه كنيا خيلي زود متوجه اشتباهشان شدند، اما خوراك مطبوعاتي مطبوعات ايتاليا كه اكثراً زير نفوذ پدرش بود فراهم شد وبرخي حتي او را قاچاقچي ناميدند و تبرئه شدنش را به خاطر نفوذ پدرش مي دانستنند .بعد از آن با اينكه برخي مطبوعات به اشتباه خود در مورد ادواردو اشاره كردند اما با گسترش شايعات ، افكار عمومي براي معرفي جانشيني غير از او براي مديريت فيات آماده شد .
در اوا يل دهه 90 پسر عمويش "جيوواني امبرتو" را به جانشيني انتخاب كردند. ادواردو نيز مخالفتي نكرد و حتي براي وي نامه نوشت و ضمن تبريك به او توصيه كرد كه بازيچه دست پول پرستان نشود .اما در سال 97 خانواده آنيلي با يك بحران مواجه شد . جيوواني در 36 سالگي ، بر اثر سرطان ناشناخته اي درگذشت . شوراي رهبري نيز "جان الكان" خواهر زاده وي را به جانشيني انتخاب كرد كه يك يهودي صهيونيست و يهودي زاده بود . اين انتخاب ادواردو را به شدت ناراحت كرد . او اين بار سكوت نكرد و حتي با قدرت در مقابل خانواده اش كه تصميم داشتند نام خانوادگي جان الكان را به آنيلي تغيير دهند ايستاد و اجازه اين كار را نداد .وي مصاحبه اي با روزنامه "مونيفست " كه متعلق به حزب چپ ايتاليا و به لحاظ سياسي مخالف پدرش بود انجام داد و بشدت انتقاد كرد .
"ادواردو" :زماني كه ما در آن زندگي مي كنيم زمان انحطاط ارزشهاست . تنها هدف و اسطوره پول جمع كردن است . پول پرستي بسيار بدتر از مواد مخدر است . ما همه از رواج مواد مخدر درميان جوانان نگرانيم ، اما متوجه نيستيم كه به سمت دنيايي مي رويم كه اساس آن بر پايه مقدار حساب بانكي افراد است . اما همه اينها رو به پايان است وبه اعتقاد من در آينده بعد از يك شبه رنسانس وارد عصري مي شويم كه ديگر بر پايه خردگرايي و تجربه گرا يي دكارت نيست. مانبايد فراموش كنيم كه استثمار انسانها از طبيعت مقدمه اي براي بهره كشي انساني از انسان ديگر است . درست نيست صنعت اتومبيل سازي كه وظيفه اش زندگي دادن به ميليونها خانواده است بر عكس عمل كند . به اعتقاد من پول بايد وسيله باشد نه هدف . درست بعد از تشييع جنازه پسر عمويم ، جان الكان كه هنوز 22 سالش نشده به سمت هيئت مديره فيات منسوب شد و من فكر مي كنم اين انتخاب يك سقوط براي دم و دستگاه در بر داشته باشد . اين پسر قدم در راه خطرناكي گذاشته است و اين انتخاب براي فيات بسيار منفيه . فيات يك موسسه جديه, نه يك باشگاه براي 20 ساله ها .
او نه تنها تا آخرين لحظه زندگيش بر ايمان اسلامي خود پايدار مانده بود ، بلكه درصدد مسلمان كردن ديگران نيز برآمده بود . حتي دو روز قبل از شهادتش با دو كشيش در استان توسكانا در مورد اسلام ملاقات داشت و به همين مناسبت از دوستان مسلمان خود خواسته بود تفاسيري را كه در مورد آيه "جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا" وجود دارد را در اختيار او قرار دهند. يك نفر از دوستان ايتاليايي او كه از خانواده اي ثروتمند بود نيز با تلاش هاي ادواردو و به دنبال صحبتي كه دكتر قديري با او داشته در حضور ايشان مسلمان شیعه شده بود.
در یک دست نوشته از ادواردو آمده است که: واضح است كه آخرين پيامبر الهي، محمد(ص) است. براي اينكه اين آخرين گفتار و قوانيني است كه خداوند نازل كرده تا روز قيامت، بنابراين بعد از اسلام هيچ دين جديدي نخواهد امد.
ادواردو نگران سوء قصد از سوي صهيونيستها بود و به دكتر قديري گفته بود كه آنها او را به خاطر اسلام آوردنش خواهند كشت و قتل او را به خود كشي ، حادثه غير مترقبه يا بيماري نسبت خواهند داد ، اما تصور مي كرد كه تا پدرش زنده است او نيز از قتل مصون است .
باشهادت ادواردو ، سهم او از ارث پدر و مادر پيرش ، تماماً به تنها خواهرش مارگريتا (Margherita) خواهد رسيد و با توجه به اينكه خواهر او 7 فرزند از 2 شوهر دارد ، اين ارث بين آنها تقسيم خواهد شد. مارگريتا خواهر ادواردو از شوهر اولش به نام آلين الكان (Alain Elkann) كه يهودي است ، چند فرزند و از شوهر دومش سرجه دفالن (Serge De Phalen ) كه مسيحي است نيز چند فرزند ديگر دارد ، بنابراين بخشي از سهم ارث ادواردو به چند فرزند يهودي خواهر او خواهد رسيد . ضمنا ً مديريت موسسه فيات و ساير موسسات خانواده آنيلي نيز به نوه بزرگ سناتو ر آنيلي يعني جاكوب( Jacopo )(جان الكان) يهودي 23 ساله ، فرزند بزرگ مارگريتا خواهد رسيد .
صهيونيستها با به شهادت رساندن ادواردو هم موجب شدند بخشي از ثروت عظيم پدر به دست يك مسلمان نيفتد و هم با توجه به وضعيت وارثين ، نيمي از سهم ادواردو نصيب فرزندان يهودي خواهرش شود. جالب اينجاست كه جورجو برادر سناتور آنيلي نيز در سن 36 سالگي به مرگ مشكوكي در سالهاي دوركشته شده و سهم او بين بقيه تقسيم گشته بود.
مارلا كاراچولو"(Marella Caracciolo) ، مادر ادواردو نيز يك پرنسس يهودي است .صهيونيستها زنان يهودي را در سر راه زندگي مردان ثروتمند قرار مي دهند تا بدينوسيله راه انتقال ثروت به جامعه يهودي را باز كنند . مرگهاي مشكوكي كه در اين خانواده هاي ثروتمند رخ مي دهد در جهتي است كه ارث در نهايت - هر چند در مدت زمان طولاني- به يهوديان منتقل گردد. اتفاقي كه با درگذشت ادواردو و عمو و پسر عموي مسيحيش رخ داد و باعث شد كه ثروت و مديريت خانواده آنيلي از دست مسلمانان وكاتوليك ها خارج شود و به دست يهوديان اين خانواده بيفتد .
هر اتفاقي كه براي 4 فرزند كوچك مارگريتا كه از پدر مسيحي هستند ( يعني براي ماريا 12 ساله ، پيترو 12 ساله ، سوفيا 10 ساله و آنا 8 ساله) بيفتد ، بر ثروت چند فرزند ديگر او كه از پدر يهودي هستند ( يعني جاكوب 25 ساله ، لاپو 20 ساله و جينورا 18 ساله) افزوده خواهد شد و بنابر اين مي توان پيش بيني كرد كه در آينده ،صهيونيستها براي 4 نوه كوچك سناتور آنيلي كه پدرشان مسيحي است نيز نقشه اي بكشند و اتفاقاتي نظير آنچه براي ادواردو ، عمو و پسر عمو يش افتاد براي آنها نيز رخ دهد .
با توجه به نفوذ فيات در ايتاليا، متاسفانه در آينده شاهد نفوذ روزافزون صهيونيست ها در اين كشور خواهيم بود.



پيام هاي ديگران ()

مهدي


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]